خانواده درمانگری شناختی-رفتاری در درمان بیماران مبتلا به دردهای عضلانی استخوانی Eith Musculoskeleta
خانواده درمانگری شناختی-رفتاری در درمان بیماران مبتلا به دردهای عضلانی استخوانی Eith Musculoskeletal Pain Cognitive-Behavioral Family Therapy for Oatients
دکتر محمد خدایاریفرد
دانشگاه تهران
یاسمین عابدینی
کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی
چکیده
کارایی خانواده درمانگری شناختی-رفتاری در درمان اختلالهای روان تنی از نوع عضلانی،با استفاده از یک طرح تک آزمودنی از نوع A-B مورد بررسی قرار گرفت.تعداد 3 نفر(2 مرد و 1 زن)مبتلا به اختلال روان- تنی عضلانی استخوانی(کمر درد و گردن درد)که به یک کلینیک خصوصی روان درمانگری ارجاع شده بودند،به عنوان گروه نمونهء این پژوهش انتخاب شدند.پس از مصاحبهء بالینی روان درمانگر،آزودنیها به آزمونهای MMPI و SCL-90-R پاصسخ دادند و سپس روش خانواده درمانگری شناختی-رفتاری در مورد آنها اجرا شد.نتایج آزمودنیها در پس آزمون کارایی بالای این روش درمانگری در حل تعارضها و مشکلات بین فردی از طریق آموزرش مههارتهایی مانند حل مسألخ،برقراری ارتباط مؤثر،مقابلهء کارآمد و جرأتورزی را نشان داد.پیشنهاد میشود در پژوهشهای بعدی کارآیی سایر روشهای درمانگری از جمله دارودمانگری، رفتار درمانگری و شناخت درمانگری فردی و گروهی بررسی و با یکدیگر مقایسه شود.
واژههای کلیدی:اختلالهای روان تنی،اختلالهای عضلانی استخوانی، طرح تک آزمودنی،خانواده درمانگری،شناخت-رفتار درمانگری.
مقدمه
موضوع ارتباط روان و تن از دیرباز مورد بحث بوده است. بهطوری که امروزه اغلب متخصصان و دستاندرکاران حوزههای علمی اعتقاد دارند که انسان موجودی روانی، اجتماعی و جسمانی است و برای شناخت او باید هر سه بعد را در مدنظر قرار داد و توجه داشت که او باید هر سه اثر مقابل بر یکدیگر دارند اعتقاد به یکپارچگی روان و تن و اثر متقابل آنها بر یکدیگر،به پیدایش گروهی از اختلالعا که روان1و تن2را در برمیگیرند و بخصوص بیماریهای جسمانیای که دارای علتشناسی3روانی هستند منجر شده است(کرسینس،1999).این گروه از بیماریها را بیماریهای روان-تنی4نامیدهاند.
به عبارت دیگر،اختلالهایی مانند آسم،زخم معده، فشار خون،دردهای عضلانی و استخوانی و سر درد، گروهی از بیماریهای جشمانی را تشکیل میدهند که معلول مشکلات روانی هستند یا دست کم تحت تأثیر عوامل و تنیدگیهای روانی شدید ایجاد میشوند.امروزه تقریبا همهء بیماریهای جسمانی را بهطور بالقوه با تنیدگیهای روانی مرتبط میدانند.برای مثال اگرچه در چهارمین متن تجدیدنظر شده مجموعه تشخیصی و آماری انجمن روانپزشکی امریکا( DSM-IV-TR ،2000)، اختلالهای روانی در محورهای I و II و شرایط طبی عمومی در محور III قرار گرفتهاند،معهذا به این نکته نیز اشاره شده است که مجزا کردن محورهای بدین معنا نیست که«اختلالهای روانی»با عوامل یا فرایندهای جسمانی یا زیست شناختی،مرتبط نیستند یا آنکه شرایط طبی عمومی با عوامل یا فرایندهای رفتاری یا روانی اجتماعی ارتباط ندارند.در واقع، DSM-IV-TR ایجاد هر نوع تمایز بنیادی بین اختلالهای روانی و شرایط طبی عمومی را نمیپزیرد و بر همپوشی،تأثیر هر یک بر دیگری و حتی عدم امکان جداسازی آنها در برخی از مواقع تأکید دارد( DSM-IV-TR ،2000ص 27).
نتایج بسیاری از مطالعهها و بررسیهای کنترل شده و گستردهء روانشناسان و روانپزشکان نیز نشان میدهند که میزان شیوع این قبیل اختلالها در کشورهای پیشرفته صنعتی دهها برابر شایعتر از جوامع غیر صنعتی و سنتی است و همچنین در شهرها نیز به مراتب بیشتر از روستاهاست (ولمن،1988).
میسن5(1975 نقل از ولمن،1988)اعتقاد دارد تجربهها و عوامل تنشزای روزمرهای که ساکنان شهرهای بزرگ و جوامع صنعتی با آن روبهرو میشوند،تغییراتی که در غدد درونریز به وجود میآورند.این تغییرات نیز به نوبهء خود بر کنشهای سیستم ایمنی تأثیر میگذارند و آسیبپذیری موجود زنده را در برابر بیماریها افزایش میدهند.رویدادهای تندگیزا میتوانند بر کار آمینهای زیستی-ژنیتکی دستگاه عصبی مرکزی تأثیر بگذارند و به کاهش مقاومت موجود زنده و در نتیجه به اختلالهای روان تنی منجر شوند.
با توجه به نقش عوامل مختلف ژنتیکی،محیطی، شناختی و زیست شیمیایی در ایجاد بیماریهای روان تنی، درمان این اختلالها مستلزم همکاری همزمان چندین رشتهء تخصصی است.در حال حاضر،برای درمان اختلالهای روان تنی چندین روی آورد و دیدگاه وجود دارد که عبارتند از:رویآوری دارویی،فیزیولوژیکی،روان تحلیلگری، رفتاری،شناختی و شناختی-رفتاری.تعیین اینکه کدام روی آورد بیشترین کارآیی را دارد به آسانی میسر نیست. اگرچه نتایج تحقیقات نشان دهندهء تأثیر و کارایی دارو- درمانگری در درمان اختلالهای روان تنی مرتبط با ستون فقرات،مفاصل و عضلات است(وودهام،2000)،اما با توجه به اینکه در حال حاضر تأکید آشکار روانپزشکی روان تنی بر تعامل عوامل عضوی و روانشناختی است (لیپووسکی،1985)،هدف اصلی درمان اختلالهای روان تنی مانند درمان سایر اختلالهای روانی نه تنها از بین بردن علایم بیماری است،بلکه پیشگیبی از عود مجدد آنهاست؛لذا توجه به علل روانشناختی زیربنایی آن از هدفهای مهم درمانگری اینگونه اختلالها محسوب میشود.از این رو به تازگی متخصصان حوزهء بالینی،به استفاده از روشهای مختلف روان درمانگری ار جمله
شناخت-رفتار درمانگری در درمان اختلالهای روان تنی علاقهمند شدهاند(کازدین و ویس،1998)و کارایی فنون شناختی-رفتاری را در درمان اختلالهای عضلانی استخوانی مورد بررسی قرار دادهاند(جانسون و داهل، 1998).
مهمترین پیش فرض در درمان اختلالهای روانی این است که با در نظر گرفتن مشکلات هر فرد خاص، ترکیب مختلفی از رویآوردهای فردی و خانوادگی ممکن است حداکثر کارایی را داشته باشد،اما رویآوردهای رفتاری،شناختی و شناختی-رفتاری به تنهایی یا همراه با دارو درمانگری از جمله مؤثرترین شیوههای درمانگری برای درمان اختلالهای روان تنی هستند(واکر و روبرتس، 2001).
به کارگیری فنون شناختیعرفتاری چه در جلسههای انفرادی و چه در جلسههای خانوادگی در درمان اختلالهای روان تنی بسیار رایج است.جی1،الیوت2،کتنز3و سیگل4 (1987 نقل از واکر و روبرتس،2001)با مقایسه روشهای خانواده درمانگری شناختی-رفتاری،استفاده از دارو و فن مهار توجه در تسکین درد ناشی از مغز استخوان5 نتیجه گرفتند که به کارگیری فنون شناختی-رفتاری در جلسههای خانوادگی مؤثرترین شیوه برای کنترل این دردها بود.
همچنین مشاهده شده است که خانواده درمانگری مبتنی بر فنون شناختی-رفتاری در درمان کودکانی که مبتلا به اختلالهای روان تنی هستند تؤثیر زیادی دارد. لیبمن،مینوچین و بیکر(1974)از رویآوردهای نظامدار گروهی مبتنی بر فنون شناختی-رفتاری برای درمان تعدادی از کودکان مبتلا به آسم شدید استفاده کردند. این بیماری یکی از اختلالهای روان تنی است که در آن اختلال آلرژیک اولیه با عوامل هیجانی و خصوصا مشکلات و تعارضهای حل نشده ومزمن خانوادگی، ترکیب میشود.در این پژوهش جلسههای خانوادگی درمانگری گروهی بر کاهش نشانگان6،تشخیص،تغییر ساختار و کارکرد نظام خانواده از طریق فنون شناختی و رفتاری نظیر آموزش مهارتهای برقرار ارتباط،حل مسأله، تنشزدایی و نظام پاداشدهی مبتنی بود.نتایج نشان دادند که استفاده از این فنون در جلسههای خانواده درمانگری منجر به درمان موفقیتآمیزاین اختلالها و سایر اختلالهای مشکلآفرین این کودکان شد.
اختلالهای روان تنی(عضلانی-استخوانی)تظاهرات موضعی اضطراب،تنش،فشار و هیجان در فرد هستند که به صورت تنود7ماهیچهای جلوهگر میشوند(آزاد، 1381).اضطراب نقش مهمی را در شناخت،عاطفه و رفتار بیماران دارای درد مزمن،وابسته به آسیبهای عضلانی- استخوان دارد(آسماندسان،نورتون و لوسو،1999).از پژوهشهایی که تأثیر خانواده درمانگری شناختی-رفتاری را در درمان اضطراب،تنش،هیجان مؤثر بر دردهای عضلانی-استخوانی به کار بردهاند و نتایج آن را مثبت گزارش دادهاند میتوان به پژوهشهای زیر اشاره کرد: کندال،پاینچلی-میندل،شوگرمن و کالاهان(1997) تأثیر روشهای شناختی-رفتاری را در افراد مبتلا به اختلالهای اضطرابی و دردهای عضلانی-استخوانی نشان دادند.این پژوهشگران طی شانزده هفته مؤلفههای اضطرای،اصلاح گفتگوهای اضطرابآور،سازش با موقعیتهای مختلف و ارزشیابی موفیت فرد در فرایند سازش با موقعیتها)را به افراد گروه آزمایشی آموزش دادند و از رابهردهای رفتاری نظیر الگوبرداری،حساسیتزدایی،بازی نقش و آموزش تنشزدایی نیز سود جستند.
در پایان جلسههای درمانگری نشانههای اضطرای در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به صورت معناداری کاهش یافتند.
کازدین و ویس(1998)تأثیر شناخت-رفتار درمانگری انفرادی و خانواده درمانگری مبتنی بر رویآورد شناخت- رفتار درمانگری را مقایسه کردند.آنها گروهی از افراد مبتلا به اختلال اضطرابی و اختلالهای روان تتنی را با روشهای شناختی-رفتاری مانند تقویت مهارتهای حل مسأله و مهارتهای ارتباطی درمان کردند.در گروه دیگر افراد و خانوادههای آنان با استفاده از روشهای شناختی- رفتاری درمان شدند.در پایان جلسههای درمانگری در گروه اول 1/57% و در گروه دوم 84% از افراد بهبود یافتند.
جانسون و داهل(1998)اثرات یک برنامه مهار درد با روش شناختی-رفتاری را در گروهی از افراد با دردهای عضلانی-استخوانی بررسی کردند.این پژوهش شامل یک بررسی کنترل شده(مطالعه 1)و یک بررسی در نمونهای از بیماران بود که در طول درمانگری بهطور مداوم مورد ارزیابی قرار گرفته بودند.چهار هفته برنامه شامل جلسههای آموزشی،تفهیم هدف،تمدد اعصاب، تمرین مهارتهای اجتماعی،روشهای کاهش دارو و برنامه برگشت مجدد به کار بود.نتایج حاصل از پیامد دو بررسی نشان داد که برنامههای مهار شناختی-رفتاری درد به صورت منظم میتوانند به شکل موفقیتآمیز برای دردهای عضلانی استخوانی مورد استفاده قرار گیرند.بر اساس آنچه ذکر شده هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعهء کارایی خانواده درمانگری شناختی-رفتاری در درمان اختلالهای روان تنی از نوع اختلالهای عضلانی-استخوانی است.
روش
طرح پژوهش حاضر از نوع طرحهای تک آزمودنی1و به عبارت دقیقتر از نوع طرح A-B است.
نمونهء پژوهش از بین مجموعه افراد مراجعهکننده به یک کلینیک روان درمانگری خصوصی(2 مرد و 1 زن) براساس تشخیص و ارجاع پزشک متخصص و مصاحبه بالینی توسط روان درمانگر،از بین مبتلایان به دردهای عضلانی استخوانی که مبنای پزشکی نداشتند انتخاب و سپس آزمونهای MMPI 2و SCL-90-R 3در مورد آنها اجرا شد.
مصاحبه بالینی روانشناختی:به منظور حصول اطمینان از فقدان مشکلات جسمانی بر مبنای ضوابط تشخیصی اختلال بدنی شکل نامتمایز4( DSM-IV-TR ،2000؛ دادستان،1384)انجام شد.ضابطه اصلی این اختلال، وجود یک یا چند شکایت جسمانی است که شش ماه یا بیشتر طول کشیده باشد و نشانههای آن براساس وجود یک اختلال جسمانی شناخته شده و یا تأثیر مستقیم مصرف مواد،تبیین نشوند،یا آنکه شکایتهای جسمانی یا معلولیتهای ناشی از آنها،به مراتب بیش از آن باشند که با توجه به سوابق بیمار،معاینههای جسمانی یا دادههای آزمایشگاهی میتوان اظهار داشت. افزون بر این،نشانهها باید به ایجاد عارضههای معنادار بالینی در قلمرو اجتماعی یا قلمروهای مهم کنشوری5منجر شوند و به صورت عمدی ایجاد یا وانمود نشوند.
آزمون MMPI یا پرسشنامهء شخصیتی چندوجهی مینهسوتا،پرسشنامهء استانداردی برای فراخوانی دامنهء گستردهای از ویژگیهای خود توصیفی و نمرهگذاری آنها است که یک شاخص کمّی از سازگاری هیجانی فرد و بازخورد وی نسبت به شرکت در آزمون را به دست میدهد.آزمون MMPI دارای 13 مقیاس است که 3 مقیاس آن بع روایی آزمون(مقیاس L،F و K)و 10 مقیاس دیگر به شاخصهای بالینی یا شخصیتی مربوطند(مقیاسهای خود بیمارپنداری یا HS ،افسردگی یا D،هیستری یا HY ،انحراف روانی-اجتماعی یا Pd ،پارانویا یا Pa ،ضعف روانی یا Pt ،روان گسیختی یا Sc و آشفتگی خفیف یا Ma ).
محتوای اکثر پرسشهای MMPI ،نشانههای بیماریهای روانپزشکی،روانشناختی،عصبشناختی و یا جسمانی را دربر میگیرد.نحوهء پاسخ به پرسشهای این آزمون به صورت«بله»یا«خیر»است که در آن پاسخ مورد نظر نمرهء 1 و سایر پاسخها نمرهء صفر دریافت میکنند.پس از تکمیل شدن آزمون توسط آزمودنی،نیمرخ روانی او بر اساس نمرههایی که در مقیاسهای 13 گانه دریافت کرده
است ترسیم و توسط روانشناسان تفسیر میشود(مارنات1، پژوهشهای انجام شده در مورد اعتبار آزمون MMPI نشان میدهند که این آزمون از سطوح بالایی از ثبات و همسانی درونی برخوردار است.بهطوری که اعتبار کلیهء مقیاسهای MMPI در یک مطالعهء فراتحلیلی اثبات و دامنهء تغییر ضرایب اعتبار آنها بین 71/0 برای مقیاس Ma تا 84/0 برای مقیاس Pt گزارش شد(هانسلی2، هانسون3و پارکر4،1988 نقل از مارنات،1990/1375). اخوت و دانشمند(1362)اعتبار فرم 71 سؤالی آزمون MMPI را با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 78/0 گزارش کردهاند.در پژوهش حاضر از فرم کوتاه MMP که دارای 71 پرسش است استفاده شده است.
آزمون SCl-90-R دارای 90 سؤال است که همگی بر مبنای مقیاس لیکرت پنج درجهای نمرهگذاری میشوند(هیچ-0 تا خیلی زیاد-4).این آزمون دارای 10 زیر مقیاس است که عبارتند از:شکایتهای جسمانی(12 سؤال)،وسواس-بیاختیاری(10 سؤال)، حساسیت در روابط متقابل(9 سؤال)،افسردگی(13 سؤال)،اضطراب(10 سؤال)،خصومت(6 سؤال)، هراس(7 سؤال)،افکار پارانوییدی(6 سؤال)،روان گسستگی 10 سؤال)و سؤالهای اضافی(7 سؤال در زمینهء اختلالهای خوردن،اختلال خواب،افکار در مورد مرگ و احساس گناه).پس از تکمیل آزمون توسط آزمودنیها،نمرههای آنها در هر یک از زیر مقیاسها محاسبه و سپس براساس این نمرهها نیمرخ روانی آزمودنیها ترسیم و توسط روانشناس تفسیر میشود.
لویت و تروما(1972)اعتبار پرسشنامهء SCL-90-R را مورد ارزیابی قرار داد و با محاسبهء ضریب آلفای کرونباخ (?)همسانی درونی این آزمون را بررسی کردهاند.آنها دامنهء ضرایب آلفا را برای زیر مقیاسهای دهگانهء پرسشنامهء SCL-90-R بین 83/0 تا 94/0 گزارش کردند. که نشان دهندهء همسانی درونی مطلوب پرسشنامه است. میرزایی(1359)ضریب آلفای کرونباخ را برای کل آزمون 70/0 و همایی(1379)67/0 به دست آوردهاند. در پژوهش حاضر نیز از پرسشنامهء 90 سؤالی SCL-90-R استفاده شده است.
بر مبنای نتایج معاینههای پزشکی و مصاحبه روانشناختی، آزمودنیهای واجد شرایط انتخاب شدند و در 16 جلسهء خانواده درمانگری 2 ساعته که هر هفته یکبار تشکیل میشد،شرکت کردند.در این جلسهها به آموزش مهارتهای تحلیل رفتار،حل مسأله،مهار خشم،برقراری ارتباط،جرأتورزی،مقابله با تنیدگی5،مقابلهء بین فردی، تنشزدایی،مثبتنگری و بازسازی شناختی پرداخته شد.
یافتهها
آزمودنی الف،مذکر 40 ساله
علت مراجعه این آزمودنی به کلینیک شکایت از درد شدید کمر و گردن بود که بیش از یکسال از آغاز آن میگذشت و پزشکان نتوانسته بودند مبنایی جسمانی برای آن بیابند.
نمودارهای 1 و 2،نیمرخ روانی آزمودنی الف را براساس نمرههای تبدیل شده آزمودنها MMPI و SCL-90-R ، قبل و بعد از مداخله نشان میدهند.
(به تصویر صفحه مراجعه شود) قبل از مداخله- بعد از مداخله- نمودار 1:نیمرخ روانی آزمودنی الف در آزمون MMPI قبل و بعد از مداخله(مرحلهء A و مرحله B )
همگانی که در نمودار 1 دیده میشود،قبل از مداخله
نمرههای آزمدنی الف در مقیاس Hs یا هیپوکندریا، مقیاس D یا افسردگی و مقیاس Hy یا هیستری،بالاتر از سطح بهنجار هستند و نگرانی وی را در مورد مشکلات جسمانی نشان میدهند.اما نتایج آزمودنی پس از مداخله در سطح بهنجار قرار گرفتهاند.پایین بودن نمرههای آزمودنی در مقیاسهای Hs یا هیپوکندریا و یا Hy یا هیستری نشان دهندهء رضایت آزمودنی از وضعیت جسمانی خویشتن است و کاهش نمره در مقیاس D یا افسردگی نیز میزان تأثیر مداخله را نشان میدهد.
(به تصویر صفحه مراجعه شود) نمودار 62 نیمرخ روانی آزمودنی الف در آزمون SCL-90-R قبل و بعد از مداخله(مرحلهء A و مرحلهء B )
نمودار 2 نیمرخ روانی آزمودنی الف براساس نمرههای تبدیل شده در آزمون SCL-90-R قبل و بعد از مداخله برجسته میکند.همانگونه که مشاهده میشود نمرههای آزمودنی قبل از مداخله در شاخصهای شکایتهای جسمانی، وسواس-بیاختیاری،افسردگی و اضطراب بالاتر از سطح بهنجار است،در حالی که با کاهش قابل ملاحظه این نمرهها بعد از مداخله مواجه میشویم.
با مقایسهء نمودارهای 1 و 2 درمییابیم که بین نتایج آزمون MMPI و SCL-90-R قبل از مداخله همخوانی زیادی وجود دارد بهطوری که نتایج هر دو آزمون قبل از مداخله نشان دهندهء وجود مشکلات جسمانی و نارضایتی از وضعیت جسمانی،افسردگی و اضطراب در آزمودنی هستند.
با توجه به نیمرخ روانی آزمودنی در آزمونهای MMPI و SCL-90-R قبل و بعد از درمان میتوان نتیجه گرفت که روش خانواده درمانگری شناختی-رفتاری در درمان اختلال روانتنی(ریخت عضلانی استخوانی)آزمودنی الف و سایر اختلالهای روانی تؤام با آن از جمله اضطراب و افسردگی مؤثر بوده است.
آزمودنی ب،40 ساله مؤنث
آزمودنی ب به علت درد شدید در ناحیهء کمر و زانو، که بیش از 9 ماه،از شروع آن میگذشت و پزشکان هیچگونه مبنای جسمانی برای آن تشخیص نداده بودند، به کلینیک ارجاع شده بود.
نمودار 3 نیمرخ روانی آزمودنی ب را در آزمون MMPI قبل و بعد از مداخله نشان میدهد.همانگونه که در نمودار مشاهده میشود،آزمودنی قبل از مداخله تمایل داشته تا خود را بدتر از آنچه هست جلوهگر سازد (نمرهء کم در مقیاسهای K و L و نمرهء بالا در مقیاس F ).از سوی دیگر،بالا بودن نمره در مقیاس Hs یا هیپوکندریا نشان دهندهء برداشت بد و نارضایتی آزمودنی از وضعیت جسمانی خویش است،ضمن آنکه تمایل وی را به جلب توجه دیگران براساس شکایت از دردهای جسمانی نشان میدهد.همچنین بالاتر بودن نمرهها در مقیاسهای Hs و Hy نسبت به مقیاس D نیز مبین این نکته است که آزمودنی درگیریها و کشمکشهای درونی خود را بدنی میسازد و گرایشهای هیستریک از خود نشان میدهد.بالا بودن نمرههای آزمودنی در مقیاسهای Pd و Pt ،به ترتیب مبین سوءظن و بدبینی نسبت به دیگران و اضطراب،تشویش،ترسها و دلهرههای او هستند و احتمال وجود وسواس-بیاختیاری را نیز مطرح میکنند.
(به تصویر صفحه مراجعه شود) قبل از مداخله- بعد از مداخله- نمودار 3:نیمرخ روانی آزمودنی ب در آزمون MMPI قبل و بعد از مداخله(مرحلهء A و مرحله B )
(به تصویر صفحه مراجعه شود) نمودار 4:نیمرخ روانی آزمودنی ب در آزمون SCL-90-R قبل و بعد از مداخله(مرحلهء A و مرحلهء B )
با توجه به نیمرخ روانی آزمودنی ب بعد از مداخله میتوان کاهش قابل ملاحظه نمرههای وی در مقیاسهای Hs یا هیپوکندریا و یا مقیاس Hy یا هیستری را مشاهده کرد.همچنین نمرههای آزمودنی ب در مقیاسهای Pd و Pt نیز از بهبود وضعیت روانی و تقلیل سوءظن و اضطراب او حکایت دارند.
نمودار 4 نیمرخ روانی آزمودنی ب را در آزمون SCL-90-R قبل و بعد از مداخله نشان میدهد و این نکته را آشکار میکند که قبل از مداخله نمرههای آزمودنی در شاخصهای شکایتهای جسمانی،وسواس-بیاختیاری، افسردگی و اضطراب بالا هستند و عدم رضایت آزمودنی از وضعیت جسمانی خویش و وجود دردها و آلام جسمانی و نیز وسواس،افسردگی و اضطراب شدید را نشان میدهند.
درحالیکه بعد از مداخله نمرههای شاخصهای شکایتهای جسمانی،وسواس-بیاختیاری،افسردگی و اضطراب به طور محسوسی کاهش یافتهاند.
مقایسهء نمودارهای 3 و 4 نشان دهندهء همخوانی نتایج آزمونهای MMPI و SCL-90-R قبل از مداخله است و نتایج هر دو آزمون وضعیت بد جسمانی،اضطراب، وسواس و افسردگی آزمودنی ب را برجسته میکنند.
با مقایسهء نیمرخ روانی آزمودنی ب در آزمونهای MMPI و SCL-90-R قبل و بعد از مداخله میتوان نتیجه گرفت که مداخلههای خانوادگی مبتنی بر فنون شناختی-رفتاری در درمان اختلال روان تنی(ریخت عضلانی استخوانی)آزمودنی و سایر اختلالهای روانی توأم با آن نقش مؤثری داشته است.
آزمودنی ج،38 ساله،مذکر
علت مراجعه آزمودنی ج به کلینیک شکایت از درد شدید در ناحیه کمر و گردن،بیش از 6 ماه بود که پزشکان مبنای جسمانی برای این دردها پیدا نکرده بودند.
(به تصویر صفحه مراجعه شود) قبل از مداخله- بعد از مداخله- نمودار 5:نیمرخ روانی آزمودنی ج در آزمون MMPI قبل و بعد از مداخله(مرحلهء A و مرحلهء B )
(به تصویر صفحه مراجعه شود) نمودار 6:نیمرخ روانی آزمودنی ج در آزمون SCL-90-R قبل و بعد از مداخله(مرحلهء A و مرحلهء B )
نمودار 5 نیمرخ روانی آزمودنی ج را در آزمون MMPI قبل و بعد از مداخله نشان میدهد.همانطور که مشاهده میشود قبل از مداخله آزمودنی سعی داشته وضعیت خود را بدتر از آنچه هست جلوهگر سازد(نمرهء F آزمودنی بالاتر از نمرهء K است).بالا بودن نمرههای آزمودنی در مقیاسهای Hs یا هیپوکندریا و یا Hy یا هیستری نشاندهندهء نارضایتی او از وضعیت جسمانی خویش است و تمایل وی به جلب توجه دیگران را با
توسل به دردهای جسمانی نشان میدهند.افزون بر این، نمرههای آزمودنی در مقیاسهای D یا افسردگی،مقیاس Pa یا پارانویا و مقیاس Pt نیز بالاتر از خط پایهاند و انزواطلبی،سوءظن،وسواس و اضطراب وی را برجسته میکنند.
کاهش نمرههای آزمودنی ج بعد از مداخله،در مقیاسهای مختلف آزمون MMPI بهبود وضعیت وی را برجسته میسازند.
نمودار 6 نیمرخ روانی آزمودنی ج را در آزمون SCL-90-R قبل و بعد از مداخله نشان میدهد.چنانکه در این نمودار مشاهده میشود،قبل از مداخله نمرههای آزمودنی در شاخصهای شکایتهای جسمانی،وسواس- بیاختیاری،افسردگی و اضطراب بسیار بالا هستند و نارضایتی وی را از وضعیت جسمانی خویشتن و وجود وسواس،افسردگی و اضطراب شدید او را منعکس میکنند.
کاهش نمرههای آزمودنی ج در شاخصهای شکایتهای جسمانی،وسواس،افسردگی و اضطراب،در آزمون SCL-90-R نشاندهندهء وضعیت جسمانی و روانی مطلوب اوست.
مقایسهء نمودارهای 5 و مبین آن است که بین نتایج آزمونهای MMPI و SCL-90-R قبل از مداخله همخوانی زیادی وجود دارد و نتایج هر دو آزمون،فقدان رضایت جسمانی،وسواس،اضطراب و افسردگی در آزمودنی ج را برجسته میکنند.
با مقایسهء نیمرخ روانی آزمودنی ج در آزمون نهایی MMPI و SCL-90-R قبل و بعد از درمان میتوان نتیجه گرفت که مداخلههای خانوادگی مبتنی بر فنون شناختی-رفتاری در کاهش مشکلات عضلانی استخوانی وی و سایر اختلالهای روانی توأم با آن نقش مؤثری داشتهاند.
بحث
نتایج پژوهش حاضر نشان دادند که مداخلههای خانواده درمانگری مبتنی بر فنون شناختی-رفتاری توانستند با تأثیر بر مشکلات روانی مانند اضطراب،افسردگی،سوءظن و بدبینی نسبت به دیگران،وسواس و مشکلات ارتباطی نقش مؤثری بر کاهش دردهای عضلانی-استخوانی به منزلهء یک اختلال بدنی شکل نامتمایز داشته باشند. این یافته با نتایج پژوهشهای جی و دیگران(1987 نقل از واکر و روبرتس،2001)،جانسون و داهل(1998)و کندال و دیگران(1997)همسویی دارد.جی و دیگران (1987 نقل از واکر و روبرتس،2001).به مقایسهء روشهای خانواده درمانگری شناختی-رفتاری،دارو درمانگری و مهار توجه در درمان دردهای استخوانی پرداختند و نتیجه گرفتند که خانواده درمانگری مبتنی بر فنون شناختی-رفتاری مؤثرترین شیوهء درمانگری برای مهار این دردها بود.جانسون و داهل(1998)تأثیر برنامههای مداخلهای شناختی-رفتاری را بر گروهی از افراد مبتلا به دردهای عضلانی استخوانی بررسی کردند. نتایج نشان دادند که مداخلهگریهای شناختی-رفتاری به صورت منظم میتوانند بهطور موفقیتآمیزی دردهای عضلانی و استخوانی را درمان کنند.کندال و دیگران(1997) نیز گروهی از افراد مبتلا به اضطراب و دردهای عضلانی- استخوانی را با استفاده از فنون شناختی-رفتاری درمان کردند.
احتمالا یکی از دلایل موفقیت خانواده درمانگری مبتنی بر فنون شناختی-رفتاری در درمان اختلالهای روانتنی و سایر اختلالهای روانی توأم با آن در آزمودنیهای پژوهش حاضر مربوط به نوع مشکلات آنها بوده است که عمدتا مشکلات بین فردی بودهاند(برای مثال مشکل با همسر،پدر و مادر،خواهر و برادر و غیره). در واقع با رجوع به اظهارات آزمودنیها در جلسههای روان درمانگری شاید بتوان گفت که ریشهء مشکلات جسمی و روانی آنها با تعارضها و اختلافهای حل نشدهای مرتبط بوده است که با افراد خانوادهء خود داشتهاند.لذا خانواده درمانگری با حل این تعارضهای بین فردی از طریق آموزش فنونی مانند مهارتهای حل مسأله،مهارتهای برقراری ارتباط مؤثر،جرأتورزی،مهارتهای مقابلهای کارآمد،مثبتنگری و بازسازی شناختی به افراد خانواده، به بیماران کمک کرده است تا نه تنها با مکشلات موجود به شیوهای کارآمد و مناسب مقابله کنند،بلکه از مواجهه با هر نوع مشکل احتمالی دیگر نیز پیشگیری کنند؛
بخصوص اینکه در مداخلههای خانوادگی مبتنی بر فنون شناختی-رفتاری تأکید زیادی بر اصلاح شیوههای ارتباطی منفی،الگوهای باور و تفکر غیر منطقی و انتظارهای غیر واقعنگر میشود.
از جمله محدودیتهای پژوهش حاضر انتخاب شمار معدودی آزمودنی به عنوان گروه نمونهء پژوهش به دلیل عدم دسترسی به تعداد زیادی از افراد دارای شرایط همسان و مبتلا به اختلال بدنی شکل(ریخت عضلانی استخوانی)بوده است.محدودیت دیگر این پژوهش عدم مقایسهء این شیوهء درمانگری با سایر شیوههای درمانگری از جمله شناخت-رفتار درمانگری انفرادی و عدم استفاده از گروه کنترل به دلیل مسایل اخلاقی و انسانی است. پیشنهاد میشود در پژوهشهای بعدی از حجم نمونهء بزرگتری استفاده شود،تا مقایسهء روشهای مختلف روان درمانگری امکانپذیر شود.
منابع
آزاد،حسین،(1381).آسیبشناسی روانی،تهران:انتشارات بعثت. اخوت،و.و دانشمند،ل.(1362).ارزشیابی شخصیت.تهران: انتشارات رز.
دادستان،پ(1384).روانشاسی مرضی تحولی(جلد اول)،تهران: انتشارات سمت.
مارنات،گ.گ.(1375).راهنمای سنجش روانی.ترجمهء ح.پاشا شریفی و م.نیکخو.تهران:انتشارات رشد(تاریخ انتشار اثر اصلی 1990).
میرزایی،ر.(1359).ارزیابی پایانی و اعتبار آزمون SCL-90-R در ایران.پایاننامه کارشناسی ارشد روانشاناسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران.
همایی،ر.(1379).بررسی رابطه فشارزاهای روانی دختران مرکز پیشدانشگاهی اهواز با سلامت.پایاننامه کارشناسی ارشد روانشناسی،دانشکاه شهید چمران اهواز.
edition,text evision,Washington,DC. and tatistical manual of mental disorder.Fourth American Psychiatric Association(2000).
پایان مقاله
این وبلاگ به همت آقایان مظفری و صدرایی (از اعضای انجمن روانشناسی بالینی کشور) نگارش و توسط یکی از دانشجویان ایشان بروز می گردد.دوستان میتوانند سوالات خود رااز طریق پست الکترونیک مطرح و پاسخ های خود را دریافت نمایند.