نشانگان آسپرگر
نشانگان آسپرگر
دکتر ادوارد بی.آول
اوایل نوامبر است.شما تازه با پسرانتان مارک و اندی از داندانپزشکی به خانه برمیگردید.مارک ده ساله است و در کلاس چهارم درس میخواند.اندی شش ساله به آمادگی میرود.شما به دندانپزشکی دیر رسیده بودید،زیرا مارک فراموش کرده بود به معلمش بگوید که شما امروز زودتر او را از مدرسه بر میگردانید.
امروز را با دعوای مفصل مارک و اندی در صبح زود شروع کردهاید.در راه خانه میایستید تا تخممرغ و شیر بخرید. مارک حسابی عصانی میشود زیرا قهوه و نان هم خریدهاید و این موضوع بیش از «یک دقیقه»طول کشیده است.
هنگامی که به خانه میرسید،سه پیغام روی منشی تلفنی شما هست.اولی از معلم مارک است.میگوید که وضع تحصیلی مارک از کلاس عقب افتاده است،تکلیفهای خود را انجام نمیدهد،و امروز کودکی را از تاب مورد علاقهاش به زمین پرتاب کرده گرچه تابهای دیگری هم خالی بوده است. پیغام دوم از همسایه شماست.میگوید مارک روز یکشنبه که خانه آنها بوده است،پنج عدد کارت بازی پسرش را- که آنها را خیلی دوست داشته-با خود برده است.پیغام سوم از شوهرتان است. میپرسد که آیا شما امروز صبح چهل دلار از جیبش برداشتهاید؟
مارک کلاس اول دبستان بود که مبتلا به نارسایی توجه و بیشفعالی تشخیص داده شد و از زمان شروع سال تحصیلی داروی متیل فنیدات را با اثر بلندمدت مصرف کرده است.شما میدانید که او نارسایی توجه و بیشفعالی دارد،زیرا کنترل او در این تابستان که درمان داروییاش قطع شد،خیلی دشواتر شده است.ولی بهنطر میرسد از ماه سپتامبر که دوباره دارو داده شده،به اندازه گذشته مؤثر نبوده است.مشاور مارک از او خواسته که در دوره آموزش مهارت های اجتماعی شرکت کند.او نگران است که شما افسرده شده باشید و میخواهد از چیزی جلوگیری کند که به آن اختلال لجبازی و نافرمانی میگویند.کتابهایی که درباره نارسایی توجه و بیشفعالی نوشته شده تقریبا مشکل او را توضیح داده است ولی نه بهطور کامل.اتاق او بسیار پاکیزه و مرتب است،دست خط او خوب است،بهنظر باهوش میرسد،مطالب زیادی را درباره دایناسورها میداند و اطلاعات عمومی خوبی دارد.او بیوقفه برادرش را اذیت میکند و انگار نمیداند چه زمانی از اذیت کردن دست بکشد.شما دیدن برنامههای تلویزیونی را برای او محدود میکنید،بر رژیم غذاییاش نظارت دارید و تقریبا هرشب برای انجام تکلیفهایش به او کمک میکنید.او هیچگاه کتابهایش را درست به خانه نمیآورد و یادداشتهای مربوط به تکلیفهایش اغلب ناخواناست.
چنین وضعیتی در امریکا کاملا معمول است و همانطور که چنین پدیدهای ممکن است اختلال لجبارزی و نافرمانی یا نارسایی توجه و بیشفعالی باشد،احتمال نشانگان آسپرگر هم هست. نشانگان آسپرگر نیز مانند کاستی توجه و بیشفعالی دارای طیف گستردهای از علایم است و ممکن است دو کودک با تشخیص یکسان نشانگان آسپرگر اصلا به هم شبیه نباشند.نشانگان آسپرگر در اصل مجموعهای پیچیده از نشانههاست که شامل اضطراب،نارسایی توجه، بیشفعالی و مشکل یادگیری با مبنای زبانی است.فردی که مبتلا به نشانگان آسپرگر است بسیار تحت اللفظی و کلمه به کلمه صحبت میکند.در درک زبان غیر کلامی مشکل دارد و بیانش دارای لحن و آهنگ مناسبی نیست.این افراد مشکلات اجتماعی دارند ولی مشکلات خود را به گونهای متفاوت از کاستی توجه و بیشفعالی نشان میدهند.کودکان دارای نارسایی توجه بیشفعالی بیشتر دوستدارند چیزها را خراب کنند،نمیتوانند منتظر نوبت خود بمانند مدام وسایل اطراف خود را دستکاری میکنند و بهنظر میرسد از هم بازیهای خود فعالتر باشند.کودکانی که دارای نشانگان آسپرگر هستند،حریم خصوصی افراد را رعایت نمیکنند،خیلی دوست دارند دستور بدهند،اگر کسی دیگر قانون و قواعد را رعایت نکند عصبانی میشوند، زودباور هستند،بانشانههای غیر کلامی و کلمههای متجانس مشکلات بزرگی دارند.به کرات دست انداخته میشوند و با آنکه میدانند،دیگران آنها را دست میاندازند،علت خندهدار بودن آن را نمیفهمند.بیمارانی که علایم آسپرگر را شدیدتر دارند،اغلب بهوسیله دیگران به عنوان لجباز و نافرمان شناخته میشوند. این افراد کمتر اختلال نافرمانی دارند ولی گاهی تمرد و مخالفهای آنها چنین تصوری را به وجود میآورد.وقتی در کلاس،معلم کمکی مشکل رفتاری خفیف دانشآموزی را نادیده میگیرد، کودک دارای نشانگان آسپرگر نسبت به معلم کمکی خشمگین میشود،چون مانند معلم اصلی کلاس دانشآموز را تنبیه نکرده است.این کودکان هراسی ندارند که با کودکان دیگر،بزرگسالان،پدر و مادر،معلم یا افراد دیگر درباره درستی یک جمله مدتها بحث کنند.چنین رفتاری به سادگی نافرمانی پنداشته میشود ولی آنها با چیزهایی مقابله میکنند که بهنظرشان بسیار ضد و نقیض است.زمانی یکی از مراجعان نوجوان با من بحث میکرد که پدرش را به زمین نینداخته است.در حالی که پدرش پس از اینکه آن نوجوان با زانو به کشاله ران او زده بود به زمین افتاده بود و فرزند با نادیده گرفتن موضوع اظهار میکرد که اصلا به پدرش آسیبی نزده است.هنگامی که بزرگسالان از استعارهها و کنایهها استفاده میکنند، کودکان با نشانگان آسپرگر آنها را دروغگو میپندارند،برای مثال وقتی به آنها میگویند«خانه خراب شدم»یا«این کار یک دقیقه بیشتر طول نمیکشد»آنها مصداق دقیق جمله را انتظار دارند نه معنای کنایی آن را.آنها نمیفهمند چرا یک لطیفه در جایی خندهدار است و در جای دیگر نیست.
مشکلات زبان نیز معضلاتی را در مدرسه و دستور عملهای آن ایجاد میکند.برای مثال وقتی معلم میگوید «با این کار مرا ناراحت میکنی»کودک در مییابد که منظور این است که«این کار را نکن»،یا ملم میگوید«شما میتوانید کتاب ریاضی خود را به خانه ببرید چون دوشنبه امتحان میگیرم» کودک گمان میکند که میتواند این کار را هم نکند.
دانشآموزی که برگه تکلیفش را به معلم داده بود معلم از او خواست کارش را دوباره انجام دهد،کودک برگشت و پس از مدتی دوباره برگه را به معلم داد ولی احساس کرده که کارش رضایتبخش نبوده و معلم از او خواهد خواست که دوباره کار کند. پرسید دوباره بنویسم.«معلم به او گفت که ناراحت نباش»کودک گمان کرد کارش خوب بوده است و تکلیف را دوباره انجام نداد و وقتی نمرهی کم برگه خود را دید شگفت زده شد.
این مشکل میتواند زمانی که دانشآموز روی برگه هم کلاسیاش نگاه میکند بیشتر حاد شود.اگر معلم او را نافرمان بداند،تصور خواهد کرد که او تقلب میکند.در حالی که کودک سعی میکند دریابد از او انتظار چه کاری میرود.
کودک دارای نشانگان آسپرگر اغلب مضطرب است و ممکن است بسیار وسواسی باشد.آنها همیشه با تغییر و جابه جایی مشکل دارند و از آن خودداری میکنند.هنگامی که از چیزی بازداشته میشوند به شدت بدخلقی میکنند و در مقابل تغییرات بیتابی مینمایند.در کلاس زمانی که معلم میخواهد موضوع فعالیت را عوض کند و کودک هنوز کار قبلی خود را تمام نکرده است،عصبانیت و ناراحتی پیش میآید. این امر ممکن است بدان علت اتفاق افتد که تکلیفی که به کودک واگذار شده هنوز با سطح وسواس کمالگرایی او همخوانی ندارد.برخی از دانشآموزان دارای نشانگان آسپرگر بسیار کمدقت هستند و هیچ کاری را به پایان نمیرسانند.این ویژگی در کودکان با نارسایی توجه و بیش فعالی نیز دیده میشود.
علامت دیگر نشانگان آسپرگر ارتباط ضعیف دیداری است.ممکن است ارتباط با دوستان و بزرگسالان آشنا خوب باشد ولی در دوستان تازه بسیار ضعیف است.این هم زیاد دیده میشود ولی در دخترها هم بروز میکند.
منبع:
. aull,edward b.,(2003).is it ad/hd or asperger'syndrom?,attention,aprill,pp
این وبلاگ به همت آقایان مظفری و صدرایی (از اعضای انجمن روانشناسی بالینی کشور) نگارش و توسط یکی از دانشجویان ایشان بروز می گردد.دوستان میتوانند سوالات خود رااز طریق پست الکترونیک مطرح و پاسخ های خود را دریافت نمایند.