مقدمه:

بر مبنای مطالعات انجام گردیده فروپاشی کارکردهای شناختی و عاطفی را می‏توان در بسیاری از اختلال‏های روانی مشاهده نمود.پیشنهادات تشخیصی در محور یک و دو -MSD RT-VI 1 عبارتند از:

محور(1):

-اختلال اتیسم

-اختلال رت

-اختلال آسپرگر

-اختلال فراگیر رشد که جای دیگری طبقه‏بندی نشده است.

-تیرگی شعور ناشی از مشکلات طبعی

-دمانس یا زوال عقل نوع آلزایمر -دمانس 6 ناشی از بیماری‏های هانتینگون، پارکینسون یا مشکلات طبی

-اختلال شناختی که به جای دیگری طبقه‏بندی نشده است.

-اختلال تطبیقی 7

-اثرات و حالات طبی عمومی که به جای دیگری طبقه‏بندی نشده است

 

محور(2):

-عقب ماندگی خفیف

-عقب ماندگی متوسط

-عقب ماندگی عمیق 1 -عقب ماندگی با میزان و حالات ناشناخته و نامشخص

-عملکرد خوشی و مرزی 2

تشخیص:

بر مبنای راهنمای تشخیصی مورد نظر، فروپاشی کارکردهای شناختی/عاطفی را می‏توان در بیماریها و اختلالات فوق ملاحظه کرد.از لحاظ رفتاری این فروپاشی به موارد زیر اشاره می‏نماید:

الف-از دست دادن 3 حافظه، سردرگمی و گم‏گشتگی، گیجی و یا ناتوانی در فراگیری وظایف جدید.

ب-تغییرات شخصیت، به همره افزایش مشکلات هیجانی و عاطفی(مانند بدگمانی 4 ، افسردگی، اضطراب، یا مسائل هیجانی).

ج-اشکال در یادآوری و انجام فعالیت‏ها و کارهایی که از قبل یاد گرفته شده است.

د-اشکال در نشان دادن مهارتهای مرتبط با حفظ ایمنی شخصی، ارتباط/اجتماعی و خانوادگی.

ه-کاهش خودمختاری در زمینه مراقبت از خود، حفظ بهداشت و خویشتن‏داری.

و-بروز اشکال در مهارتهای زبانی، دریافتی، بیانی و مهارتهای نوشتاری.

ز-بروز اشکال در زمینه سلامت جسمی(مانند اشکال در گردش خون، سرطانهای 5 پروستات یا پوکی استخوان).البته این اشکالات با فرایند پیر شدن مرتبط هستند

 

ح-فقدان تعادل در زاه رفتن به نحوی که فرد به دفعات در راه رفتن می‏افتد.

ط-گیجی شبانه که بصورت بی‏خوابی و بیداری در شب مشاهده می‏شود.

ی-افزایش حالات روان پریشی و سایکوتیک.

اهداف درمان

به منظور بکار گیری روشهای درمان مؤثر اهداف درمانی را می‏توان در دو حیطه مطرح کرد:

اهداف بلند مدت:

الف-حفظ فعالیتهای موجود در زندگی روزمره و حفظ مهارتهای ابزاری

ب-استفاده از تجهیزات تطابقی و آموزش شیوه‏های درمانی که عملکرد مستقل را امکان‏پذیر می‏سازند.

ج-حفظ سلامتی بهینه

د-کاهش فراوانی و شدت رفتارهای ناسازگارانه ناشی از سردرگمی و گیجی، فرار یا رفتارهای اجتنابی

ه-طراحی وضعیت‏هایی برای حفظ هویت فرد خصوصا در دوران بازنشستگی

و-رسیدن به یک توافق جمعی در مراقبین و تعیین اهداف یکسان

ز-کمک به افزایش انتخاب‏های مراجعین

ح-تقویت همه جانبه تمامی فعالیتهایی که منجر به حفظ مهارت در مراجعین می‏گردد.

اهداف کوتاه مدت:

الف-مشارکت در ارزیابیهای روانشناختی از توانائیهای عقلانی و سازگارانه

ب-آزمایشات کامل عصب شناختی برای ارزیابی نقش عوامل جنسی(ارگانیکی)در بروز نقص‏های رفتاری.

ج-پذیرش و اجرای توصیه‏هایی که توسط تیم درمانی ارائه می‏شود و همکاری در ارزیابی کار درمانگر و درمان فیزیکی برای تعیین مهارتهای نگهداری پایه.

د-همکاری برای ارزشیابی‏های گفتاری و زبانی، بررسی مشکلات طبی و رفع آنها و در نهایت همکاری لازم برای بررسیهای روانشناختی مطابق محور یک اختلالات.

ه-رسیدن به یک رژیم غذایی ثابت، آسان و سالم.

و-بررسی وضعیت زندگی، محل اقامت، نیازهای تفریحی معمولی، شغل، وضعیت بازنشستگی، خواب روزانه و شبانه و تدوین توصیه‏های لازم جهت سازگاری با شرایط بهینه.

ز-آموزش مراقبتهای شخصی اکتسابی، مهارتهای اجتماعی، زندگی مستقل، خویشتن‏داری، مقابله مؤثر با تغییرات سلامتی و جایگزین کردن رفتارهای ناسازگارانه با رفتارهای هدفمند و از لحاظ اجتماعی سازگارانه.

ح-ایجاد محیطی عادی‏تر، یادگیری بیان احساسات آرامش دهنده، آموزش خودگوئیهای مثبت و تثبیت کننده خلق و تشخیص احساسات و حالات مختلف در فعالیتهای روزانه.

ط-آموزش اعضاء خانواده برای نشان دادن واکنش‏های مثبت نسبت به توانایی‏های بیمار، تشویق بیمار برای تداوم درمانهای طبی و روانشناختی، تحقیق و تشویق فعالیتهای فردی بیمار و کاهش حرف زدن بیمار گونه مراجع توسط ارائه تقویت‏های منفی و بی‏توجهی و تذکر مستقیم.

ی-تأکید بر فعالیتهای لذت‏بخش، تعامل چهره‏به‏چهره، آرمیدگی 1 ، تعامل با مراقبین و کاهش زمان انزوا و کناره‏گیری.

ک-کاهش استرس‏های محیطی و بین فردی، تأکید بر شرکت در فعالیتهای آرام‏بخش و با معنا، افزایش مشارکت در برنامه‏های سلامتی و تقویت مهارتهای گذشته.

مداخلات درمانی

به منظور دستیابی به اهداف بلند مدت و کوتاه مدت و حفظ شرایط بهینه درمانی توصیه‏های زیر کمک‏کننده خواهند بود:

1)تدوین یک طراح اجرایی یا عملی برای سنجش میزان هوش و توانایی‏های عقلانی فرد و میزان آسیب‏های مغزی و هوشی(بکارگیری آزمون و کسلر، آزمون بندر-گشتالت و آزمون مازهای پرتئوس)

2)تدوین و اجرای یک آزمون یا موقعیت ویژه برای درک میزان سازگاری فرد.(استفاده از آزمون‏های سازگاری)

3)برنامه‏ریزی یک جلسه مشورتی و تداوم آن با حضور مراجع، خانواده و مراقبین(و یا احیانا معلمین و مربیان)برای تعیین اهداف آموزشی، حرفه‏ای، مسائل ارتباطی و فعالیتهای مرتبط با زندگی روزانه.

4)تهیه و تدارک یک سری آزمایشات عصب شناختی 1 یا عصب روانی 2 برای تعیین ماهیت، شدت و علل احتمال فروپاشی کارکردهای شناختی/هیجانی مراجع.

5)تهیه شرح حالی کامل از مراجع، خانواده و مراقبین از وضعیت موجود، مشکل و آثار آن.

6)بررسی وضعیت مراجع بر مبنای مدل‏ CBA (بر مبنای مدل‏ A موقعیت یا وضعیت اولیه است. B رفتار یا عمل می‏باشدو C پیامد رفتاری است).

7)ارجاع مراجع به یک درمانگر فیزیکی(جسمی)جهت ارزیابی میزان فعلی راه رفتن و توانائیهای حرکتی وی و حفظ مهارتهای موجود.

8)ارجاع مراجع به یک کار درمانگر جهت برآورد وضعیت فرد و حفظ مهارتهای مراقبت شخصی و خانه‏داری.

9)ارجاع مراجع به یک گفتار درمانگر جهت تشخیص مشکلات گفتاری وی و تقویت نقاط قوت ارتباطی و رفع نواقص موجود.

10)ارائه روشهایی برای کنترل وضعیت دارویی مراجع و آموزش اعضاء خانواده در زمینه مذکور.

11)استفاده از آزمایشات مختلف برای تعیین میزان شنوائی، بیماری تیروئید، بی‏خوابی، بیماری قلبی، و مشکلات استخوانی/عضلانی.

12)بررسی وضعیت روانپزشکی مراجع جهت تعیین محورهای‏ I و II اختلالات روانشناختی(کارلت 3 ، 1999)

13)آموزش خانواده برای ثبت اطلاعات، ثبت علائم بیماری و کنترل رژیم غذایی و دارویی مراجع.

14)تعیین علائق مراجع برای پر کردن اوقات فراغت، برنامه روزانه، دوران بازنشستگی و یا هر موقعیت دیگر.

15)استفاده از کتابهای مختلف برای شناخت مسائل سالمندان، عقب ماندگان ذهنی، بیماران آلزایمر و اختلالات دوران رشد، توسط اعضاء خانواده(کتابهایی نظیر روانشناسی رشد، غفلت از سالمندان، اختلالات رفتاری کودکان).

16)تشویق خانواده برای حمایت از رفتارهای مستقلانه و خودمختار مراجعین و تدوین یک طرح تشویقی برای حفظ و ارتقاء توانائیهای موجود آنها و درک تفاوت رفتارهای سازگار و ناسازگاز و تداوم رفتارهای سازگار.

17)تدوین یک طرح عملی برای کنترل خواب مراجع.

18)آموزش خانواده‏ها برای دقت در رفتارهای مرتبط با تخلیه روده و مثانه در مراجعین (مانند قدم زدن، لرزش زانو و به طور کلی لرزیدن باسن و بدن)و ترغیب آنها برای استفاده از حمام.

19)آموزش والدین، اطرافیان و اعضاء خانواده برای تقویت حسن خود کفایی مراجع و برخورد صحیح با خشم و پرخاشگری وی.

20)کمک به مراجع جهت بیان احساسات و افکار مزاحم و ناراحت کننده وی و تشخیص شروع یک احساس آسیب‏زا(مانند«من عصبانی هستم زیرا کمتر قادر به انجام فعالیتهای دلخواهم می‏باشم».)

21)آموزش خودگوئیهای مثبت به مراجع(مثلا به مراجع یاد می‏دهند که با خود بگوید:«با تمرین می‏توانم این کار را انجام دهم.«ممکن است زمان زیادی را از من بگیرد اما قادرم از عهده آن بربیایم.»)

22)ثبت پیشرفت‏های مراجع بر روی نمودارهای رفتاری به منظور تقویت حس کارایی وی و تقویت مشارکت خانواده.

23)آموزش خانواده به منظور ارائه واکنش‏های آنی و مثبت در قبال اعمال سازگارانه مراجع.

24)آموزش و تشویق اعضاء خانواده و مراقبین برای داشتن ثبات رفتاری و حفظ برخورداهای اجتماعی منظم.

25)آموزش مراجع و اعضاء خانواده برای به کار گیری روشهای مشکل گشایی(حل مسئله) در موقعیت‏هایی که مشکل خاصی بروز می‏نماید.

منابع:

1-کاویانی، حسین.موسوی، اشرف السادات و محیط، احمد.(1380).مصاحبه و آزمون‏های روانی.تهران:نشر سنا.

2-مهدیزادگان، ایران.و باقرپور، رحمت ا....(1380).سوء استفاده و غفلت از سالمندان. تهران:نشر پردژ.

3-ماسن، هنری.کیگان، جروم.هولتون، آلتاکارول و کانجر، جان جین.(1370).رشد و شخصیت کودک.ترجمه مهشید یاسایی.تهران:نشر پایا.