درخودماندگی چیست؟

درخودماندگی بیماری نیست،بلکه یک اختلال رشدی در عملکرد مغز می‏باشد.افرادی که دچار درخودماندگی کلاسیک‏ می‏باشند،سه نوع علامت را نشان می‏دهند:آسیب در روابط متقابل اجتماعی،مشکلاتی در ارتباط کلامی و غیرکلامی و قوه‏ تخیل و محدودیت غیرعادی یا شدید در فعالیت‏ها و علایق. علایم درخودماندگی به‏طور معمول در سه سال اول کودکی‏ آشکار می‏شوند و در طول زندگی ادامه می‏یابند.اگرچه درمان‏ وجود ندارد،ولی امکان دارد مدیریت مناسب رشد نسبتا طبیعی‏ را باعث شود و رفتارهای نامطلوب را کاهش دهد.افراد دچار درخودماندگی یک زندگی طبیعی دارند.

درخودماندگی براساس ملاک تشخیص به کار رفته در حدود 2 تا 10 نفر از هر 10000 نفر را تحت تاثیر قرار می‏دهد. بیشترین تخمین که شامل افراد با اختلال مشابه است 2 تا 3 برابر بیشتر از این است.درخودماندگی غالبا در مردان حدود 4 برابر زنان نفوذ دارد و در سرتاسر جهان در همه افراد از همه نژادها و زمینه‏های اجتماعی یافت می‏شود.

شدت درخودماندگی متفاوت است.شدیدترین موارد به‏ وسیله تکرار فوق‏العاده،غیرعادی،صدمات به خود و رفتار تجاوزکارانه مشخص می‏شود.این رفتار ممکن است در طول‏ زمان ادامه داشته باشد و باعث افزایش بسیاری از مشکلات برای‏ تغییر باشد،یک چالش درخور توجه بیشتر در مورد آنهایی که‏ باید با افراد درخودماندگی زندگی کنند،آنها را درمان کنند و آموزش دهند مطرح می‏کند.ملایم‏ترین اشکال درخودماندگی‏ به یک اختلال شخصیتی که در ارتباط با ناتوانی یادگیری‏ می‏باشد شباهت دارد(ناتوانی در یادگیری ادراکی).

برخی علایم عمومی در خودماندگی کدامند؟

علامت ظاهری درخودماندگی آسیب در تداخل اجتماعی‏ است.کودکان دچار درخودماندگی ممکن است برای پاسخ‏ دادن به نام‏هایشان عاجز باشند و اغلب از نگاه کردن به دیگران‏ اجتناب می‏کنند.این قبیل کودکان غالبا در تفسیر صدا یا حالت‏های چهره‏ای مشکل دارند و به عواطف دیگران پاسخ‏ نمی‏دهند رفتارشان را در ارتباط با افراد دیگر یا به صورت دیگران‏ منفی آشکار می‏سازند.

بیشتر کودکان دچار درخودماندگی گرفتار حرکات تکراری‏ مانند تکان خوردن و چرخیدن سرشان هستند یا گرفتار رفتار آسیب به خود مانند گاز گرفتن یا خرد شدن سر می‏باشند. همچنین آنها دیرتر از سایر کودکان تمایل به شروع صحبت دارند 2lو ممکن است به جای اینکه از"من‏"یا"به من‏"استفاده کنند به‏ خودشان اشاره کنند.برخی از این کودکان با یک صدای وزوز در مورد حوزه محدودی از موضوعات مورد توجه صحبت می‏ کنند،به علایق شخصی او که برای او صحبت می‏کنند توجه‏ کمتری دارند(منظور اینکه آنها به مخاطب خود توجه ندارند). افراد درخودمانده اغلب به صداها،لمس با دیگر محرک‏های‏ حسی پاسخ‏های غیرعادی دارند.کاهش حساسیت به درد را نشان می‏دهند.آنها همچنین امکان دارد به احساسات دیگر فوق‏العاده حساس باشند.این حساسیت غیرعادی ممکن است‏ به علایم رفتاری مانند مقاومت در برابر در آغوش گرفتن کمک‏ کند.

در خودماندگی چگونه تشخیص داده می‏شود؟

در خودماندگی به‏عنوان یک اختلال رشدی پیشرونده‏ طبقه‏بندی می‏شود،همچنین برخی از پزشکان واژه‏هایی مانند "آشفتگی هیجانی‏"را برای توصیف افراد در خودمانده به کار می‏برند.چون تنوع،شدت و علایم در خودماندگی زیاد است، ممکن است باز شناخته نشود،به‏ویژه در افرادی که تحت تاثیر ملایمی از درخودماندگی هستند یا در افرادی که چند معلولیتی‏ هستند.محققان و درمانگران چندین سری از ملاک‏های‏ تشخیص پیشرفته را برای درخودماندگی بر شمرده‏اند.برخی‏

درخودماندگی‏ (اتیسم)

از ملاک‏هایی که به صورت فراوان به کار می‏روند عبارت است‏ از:

*فقدان یا نارسایی در قوه تصور و ایفای نقش اجتماعی

*نارسایی در توانایی ایجاد دوستی‏ها با همسالان

*ناتوانی برای شروع کردن یا ادامه دادن به گفت‏وگو با دیگران

*پژواک‏گویی،تکرار،یا کاربرد غیرمعمول زبان

*محدودیت در الگوهای علایقی که از نظر شدت یا تمرکز نابهنجارند

1l*پیوستگی ظاهرا ثابت به امور عادی ویژه یا تشریفات خاص‏ *دلمشغولی با قسمت‏هایی از اشیا

کودکانی که برخی علایم درخودماندگی را دارند ولی برای‏ تشخیص به‏عنوان شکل کلاسیک اختلال کافی نمی‏باشد،اغلب‏ به‏عنوان(کودکانی که)دچار اختلال رشد پیشرونده-نه‏ اختلال‏های تصریح شده دیگر( NOS-PDD )هستند،تشخیص‏ داده می‏شود.اصطلاح نشانگان آسپرگر برخی مواقع برای‏ توصیف افرادی که دچار رفتار درخودماندگی ولی با مهارت‏ های زبانی خوب رشد کرده هستند به کار می‏رود.کودکانی که‏ در چندسال اول زندگی طبیعی به نظر می‏رسند سپس مهارت‏ هایشان را از دست می‏دهند و شروع به ارایه رفتار درخودماندگی‏ می‏کنند،ممکن است به‏عنوان کودکانی که دچار اختلال‏ فروپاشی کودکی( CDD )تشخیص داده شوند.دخترانی که دچار نشانگان رت هستند،یک اختلال ژنتیکی مربوط به جنس که با رشد ناکافی مغز،حمله‏های قلبی یا مغزی و دیگر مشکلات‏ نورولوژیکی،مشخص می‏شوند نیز ممکن است رفتار اتستیک‏ رانشان می‏دهند. NOS-PDD ،نشانگان آسپرگر، CDD و نشانگان‏ رت برخی مواقع به‏عنوان اختلال‏های طیف درخودماندگی‏ مورد اشاره قرار می‏گیرند.

از آنجایی که مشکلات خواندن می‏تواند با درخودماندگی‏ اشتباه شود،کودکان دچار تاخیر رشد گفتار باید همیشه شنوایی‏ شان مورد بررسی قرار گیرد.برخی مواقع کودکان علاوه بر در خودماندگی،نارسایی شنوایی نیز دارند.در حدود نیمی از افراد دچار درخودماندگی در آزمون‏های هوشی نمره پایین‏تر از 50،20 درصد نمره بین 50 تا 70 و 30 درصد بالاتر از 70 می‏گیرند.باوجود این،برآورد هوشبهر در بچه‏های کوچکتری که دچار درخود ماندگی هستند اغلب مشکل است،زیرا مشکل زبانی و رفتاری با انجام آزمون تداخل ایجاد می‏کنند.درصد سنی کوچکی از افراد دچار درخودماندگی،ساوانت می‏باشند.این افراد محدودیت‏ دارند ولی توانایی‏های فوق‏العاده در زمینه‏هایی مانند موسیقی، ریاضیات،نقاشی یا بصری(تصور کردن)دارند.lاز آنجایی که مشکلات خواندن می‏تواند با درخودماندگی اشتباه شود،کودکان دچار تاخیر رشد گفتار باید همیشه شنوایی‏ شان مورد بررسی قرار گیرد.

علل درخودماندگی کدامند؟

درخودمانگی علت واحدی ندارد.محققان معتقدند که چندین‏ ژن عوال محیطی مانند ویروس‏ها یا مواد شیمیایی برای اختلال‏ مشارکت می‏کنند.مطالعاتی که بر روی افراد دچار درخودماندگی‏ انجام گرفته مشخص ساخته است که نابهنجاری‏هایی در چندین‏ ناحیه از مغز شامل مخچه،آمیگدال،هیپوکامپ،ساقه مغز و جسم‏ پینه‏ای یافت شده است.نورون‏ها در این مناطق کوچکتر از حد طبیعی به نظر می‏رسند و رشته عصبی را که ممکن است در پیام‏ عصبی دخالت داشته باشد،از رشد باز می‏دارند.این نابهنجاری‏ها نشان می‏دهد که درخودماندگی در نتیجه فروپاشی رشد سریع‏ طبیعی مغز در طی دوران رشد جنینی می‏باشد.مطالعات دیگر نشان‏ می‏دهد که افراد دچار درخودماندگی نابهنجاری‏هایی در سرو تونین‏ یا دیگر مولکول‏های پیام رسان(پیام‏رسان عصبی)در مغز دارند.در حالی که این یافته‏ها جذاب هستند،(ولی)مقدماتی هستند و به مطالعه‏ آینده نیازمندند.عقیده پیشین که معتقد بود عملکردهای مربوط به‏ والدین مسوول درخودماندگی می‏باشند حالا رد می‏شود.

در اقلیتی از موارد،اختلال‏هایی مانند نشانگان x شکننده، اسکلورزتوبرز،فنیل کتونوریای درمان نشده و سرخجه مادرزادی‏ علت رفتار اتیستیک می‏باشد.اختلال‏های،دیگر شامل تورت، ناتوانی‏های یادگیری و اختلال نقص توجه اغلب همراه با درخود ماندگی می‏افتند نه به‏عنوان علت آن.به دلایلی که هنوز معلوم‏ نشده است،در حدود 20 تا 30 درصد از افراد دچار درخودماندگی‏ نیز صرع را تا زمانی که به بزرگسالی می‏رسند پیش می‏برند.در حالی که افراد دچار اسکیزوفرنی ممکن است برخی رفتارهای‏ مشابه درخودماندگی را نشان دهند،(ولی)علایم آنها معمولا تا بعد از نوجوانی یا زودتر از بزرگسالی ظاهر نمی‏شوند.بیشتر افراد دچار اسکیزوفرنی همچنین توهمات و دلخوشی‏های بی‏اساس‏ دارند،که در درخودماندگی یافت نمی‏شود.

ژنتیک چه نقشی را ایفا می‏کند؟

مطالعات اخیر قویا نشان می‏دهد که برخی افراد یک آمادگی‏ ژنتیکی برای درخودماندگی دارند.دانشمندان تخمین می‏زنند که در خانواده‏هایی که یک کودک درخودماندگی دارند،خطر 2lداشتن بچه دوم مبتلا به اختلال تقریبا 4 درصد یا 1 در 25 می‏باشد که این میزان از خطر داشتن آن برای جمعیت عمومی بیشتر است. (ببینید:درخودماندگی چیست؟)محققان در مورد عواملی که‏ ژن‏ها را برای افزایش این قابلیت یاری می‏کنند،جستجو می‏کنند.در برخی موارد،والدین و خویشاوندان دیگر شخص‏ درخودماندگی رفتارهای ملایم اجتماعی،ارتباطی یا تکراری‏ نشان می‏دهند که به آنها برای عملکرد طبیعی اجازه می‏دهد ولی در ارتباط با درخودماندگی آشکار می‏شوند.شواهد همچنین نشان می‏دهند که برخی تاثیرات یا هیجانات، اختلال‏ها،مانند:افسردگی،مانیک،با فراوانی بیشتر از متوسط در خانواده‏های دچار درخودماندگی اتفاق می‏افتد.

آیا علایم درخودماندگی در طول زمان تغییر می‏یابند؟

در بیشتر کودکان دچار درخودماندگی،علایم،با مداخله یا بارسش‏ کودکان تقویت می‏شوند.برخی از افراد درخودماندگی،سرانجام به‏ زندگی طبیعی یا نزدیک به طبیعی سوق داده می‏شوند.باوجود این، گزارش‏های برخی والدین از کودکان درخودماندگی نشان می‏دهد که مهارت‏های زبانی آنها معمولا قبل از 3 سالگی واپس روی سریع‏ داشته است.این واپس روی اغلب به نظر می‏رسد که در ارتباط با صرع‏ یا بازداری مربوط به فعالیت مغز باشد.نوجوانی نیز مشکلات رفتاری‏ برخی از کودکان مبتلا به درخودماندگی را بدتر می‏کند که ممکن است‏ افسرده شوند یا افسردگی آنها صورت فزاینده داشته باشد.والدین باید برای تعدیل درمان برای تغییر نیازهای کودکشان آماده باشند

 

1lعلایم درخودماندگی به‏طور

معمول در سه سال اول کودکی

آشکار می‏شوند و در طول

زندگی ادامه می‏یابند

درخودماندگی چگونه درمان می‏شود؟

در حال حاضر هیچ درمانی برای درخودماندگی وجود ندارد درمان‏ها یا مداخله‏ها به‏عنوان علاج کار علایم ویژه در هر فرد طرح‏ریزی می‏شوند.بهترین درمان مطالعه شده شامل‏ مداخله‏های آموزشی/رفتاری و پزشکی می‏باشد.گرچه این‏ مداخله‏ها درمان درخودماندگی نیستند،(بلکه)آنها غالبا بهبود واقعی را فراهم می‏سازند.

*مداخله‏های آموزشی/رفتاری:

این راهبردها براساس ساختار عالی و آموزش مهارت محورپر قوت که با فردیت کودک ارتباط می‏یابند،تاکید می‏کند.درمانگران‏ با کودک در جهت کمک به رشد مهارت‏های اجتماعی و زبانی کار می‏کنند.چون کودکان زمانی که خیلی کوچکند تحت تاثیر بیشتری‏ و با سرعت یاد می‏گیرند،این نوع درمان باید تا حد امکان هرچه‏ سریع‏تر شروع شود.مدارک اخیر نشان می‏دهد که مداخله سریع، رشد مغز را تحت تاثیر یک تغییر خوب مساعد قرار می‏دهد.

*پزشکی:

پزشکان ممکن است داروهای مختلفی را برای کاهش رفتار آسیب به خود یا علایم مشکل‏ساز دیگر در خودماندگی و با شرایط مربوطه مانند صرع و اختلال‏های توجه تجویز نمایند. بیشتر این داروها بر سطوح سروتونین یا مواد شیمیایی پیام‏رسان‏ دیگر در مغز تاثیر می‏کنند.

بیشتر مداخله‏ها قابل استفاده هستند،به غیراز چند مورد، مطالعات دانشمندان کاربرد آنها را اثبات می‏کند این درمان‏ها جدال‏انگیز(بحث‏انگیز)باقی می‏مانند و ممکن است علایم‏ شخصی ویژه را کاهش دهند یا کاهش ندهند.والدین باید پیش‏ از قبول یک درمان خاص احتیاط کنند.مشاوره برای‏ خانواده‏های افرادی که دچار درخودماندگی هستند نیز ممکن‏ است به آنها برای مقابله با اختلال کمک نمایند.

چه جنبه‏هایی از درخودماندگی مطالعه شده است؟

NINDS حمایت کننده پزشکی.رهبری دولت فدرال می‏باشد 2l(به تصویر صفحه مراجعه شود) عکس:فائزه رضا قلی

که بر روی مغز و اختلالات سیستم اعصاب به انضمام درخود ماندگی تحقیق می‏کند. NINDS تحقیق را در آزمایشگاههای انجمن‏ بهداشت در بیتیسدا،مریلند،و از تحقیقاتی که در موقعیت‏های‏ دیگر که از طریق اعانه‏ها صورت می‏گیرد حمایت می‏کند.

NINDS از تحقیقاتی که شامل مطالعاتی در تشخیص‏ نابهنجاری‏های اساسی مغز درخودماندگی که با روش‏های‏ جدید تصویرسازی مغزی و تکنیک‏های بدیع دیگر صورت‏ می‏گیرد،حمایت می‏کند.برخی از دانشمندان امیدوارند ژن‏هایی را که میزان خطر درخودماندگی را افزایش می‏دهند، مشخص نمایند.

دیگران جنبه‏های خاصی از رفتار،پردازش اطلاعات و ویژگی‏های خاص دیگری را که برای یادگیری دقیق اینکه‏ کودکان دچار درخودماندگی چگونه باافراد دیگر تفاوت‏ دارند و این ویژگی‏های خاص چگونه در طول زمان تغییر می‏یابند را مطالعه می‏کنند.یافته‏ها ممکن است به اصلاح‏ راهبردها برای تشخیص سریع و مداخله سریع منجر شود. مطالعات مربوطه،رشد مغزی و پردازش اطلاعات،نحوه‏ مناطق مختلف مغز را که در ارتباط با یکدیگر عمل می‏کنند و نحوه تغییرات در این رابطه را در طول رشد که ممکن است‏ منجر به نشانه‏ها و علایم درخودماندگی شود را مورد آزمون قرار می‏دهند.محققان امیدوارند که این تحقیق سر رشته‏های جدید در مورد اینکه چگونه درخودماندگی‏ توسعه می‏یابد و نابهنجاری‏های مغز چگونه در رفتار تاثیر می‏کنند،فراهم می‏سازد.